﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<ArticleSet>
  <ARTICLE>
    <Journal>
      <PublisherName>مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری</PublisherName>
      <JournalTitle>تاریخ فلسفه</JournalTitle>
      <ISSN>2008-9589</ISSN>
      <Volume>16</Volume>
      <Issue>4</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2026</Year>
        <Month>9</Month>
        <Day>19</Day>
      </PubDate>
    </Journal>
    <ArticleTitle>يادداشت سردبير</ArticleTitle>
    <VernacularTitle>يادداشت سردبير</VernacularTitle>
    <FirstPage>3</FirstPage>
    <LastPage>4</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi" />
    <Language>fa</Language>
    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>حسین</FirstName>
        <LastName>کلباسی اشتری</LastName>
        <Affiliation>دانشگاه علامه طباطبائی</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>
    <History PubStatus="received">
      <Year>2026</Year>
      <Month>9</Month>
      <Day>19</Day>
    </History>
    <Abstract>&lt;p&gt;خطر بیخاصیت کردن سازمان ملل متحد، شورای امنیت و نهادهای حقوقی بین&amp;zwnj;المللی توسط ایالات متحده، امروزه به یکی از چالشهای بنیادین نظام بین&amp;zwnj;الملل تبدیل شده است. این تهدید نه&amp;zwnj;تنها ساختار قدرت را در سطح جهانی دستخوش تغییر کرده، بلکه اعتبار و مشروعیت هنجارهای حقوقی بین&amp;zwnj;المللی را نیز با مخاطره مواجه ساخته است. ۱. فلج&amp;zwnj;سازی شورای امنیت؛ کارزار وتوهای نامشروع و ظالمانه مهمترین جلوه این بیخاصیتی، استفاده راهبردی آمریکا از حق وتو در شورای امنیت است. این نهاد که بر اساس منشور ملل متحد، برای &amp;laquo;حفظ صلح و امنیت بین&amp;zwnj;المللی&amp;raquo; ایجاد شده، در عمل به ابزاری برای پیشبرد منافع ضدانسانی یک کشور مستبد و هنجارشکن تبدیل شده است. برای نمونه، وتوی مکرر قطعنامه&amp;zwnj;های آتش&amp;zwnj;بس در غزه توسط دولت ظالم و آدمکش آمریکا ـ&amp;zwnj;که گاه با مخالفت چهارده عضو دیگر شورا همراه بوده&amp;zwnj;ـ نشان&amp;zwnj;دهندۀ &amp;laquo;فلج نهادی&amp;raquo; ناشی از اولویت&amp;zwnj;دهی به منافع و مطامع این طاغوت زمانه بر اصول انسانی است. این اقدامات، شورای امنیت را به نهادی ناکارآمد تبدیل کرده که دبیرکل سازمان ملل نیز آن را &amp;laquo;دیگر بازنمایندة جهان&amp;raquo; نمیداند. ۲. خروج از معاهده&amp;zwnj;های بین المللی؛ تضعیف نهادهای حقوفی و اجتماعی در کنار فلج&amp;zwnj;سازی شورای امنیت، راهبرد دوم، خروج یکجانبۀ آمریکا از نهادهای بین&amp;zwnj;المللی است. در اقدامی بیسابقه، آمریکا از ۶۶ سازمان بین&amp;zwnj;المللی، از جمله نهادهای کلیدی وابسته به ملل متحد در حوزه&amp;zwnj;های اقلیم، توسعه و برابری نژادی و قومی خارج شده است. این اقدام با اعتراف وقیحانۀ &amp;laquo;تقدم منافع آمریکا بر اهداف جهانی&amp;zwnj;گرایانه&amp;raquo; توجیه شده، اما پیامد آن، اختلال در مأموریتهای حیاتی این نهادها و ایجاد خلأ در حکمرانی حقوق و قوانین مورد اتفاق جهانی است. 3. چالش با دیوان کیفری بین&amp;zwnj;المللی؛ تضعیف حاکمیت قانون تهدید سوم، مقابلۀ مستقیم با نهادهای حقوقی، بویژه دیوان کیفری بین&amp;zwnj;المللی (ICC) است. آمریکا با تهدید، تحریم و اعمال فشار بر قضات این دیوان، بویژه در تقابل با رأی دیوان مبنی بر جنایتکار جنگی بودن رئیس رژیم صهیونی، در عمل مانع از اجرای احکام، پیگرد و پیگیری و مسئولیت&amp;zwnj;پذیری بین&amp;zwnj;المللی میشود. این رفتار، رویه&amp;zwnj;یی گزینشی را ترویج میدهد که در آن، آمریکا خود را &amp;laquo;شاخص و معیار سنجش حقوق بین&amp;zwnj;الملل&amp;raquo; دانسته و تنها در صورت همجهتی با منافعش، از آن حمایت میکند. بعلاوه، خودداری این رژیم روسیاه از امضای معاهدات کلیدی حقوق بشری، گواهی بر این رویکرد دوگانه و البته ضدانسانی اوست. 4. اعتراف به بحران مشروعیت از نگاه دبیرکل سازمان ملل آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، با صراحت به این بحران اذعان کرده و گفته است آمریکا &amp;laquo;قدرتش را مهمتر از قوانین بین&amp;zwnj;المللی میداند&amp;raquo;. او هشدار داده که &amp;laquo;قانون قدرت&amp;raquo; در حال جایگزینی &amp;laquo;قدرت قانون&amp;raquo; است و سازمان ملل &amp;laquo;هیچ اهرم فشاری&amp;raquo; برای وادار کردن قدرتهای بزرگ به رعایت قوانین بین&amp;zwnj;المللی ندارد. این اظهارات، نشان از عمق بحران مشروعیتی دارد که نظام ملل متحد با آن دست&amp;zwnj;وپنجه نرم میکند؛ بحرانی که از زمان تصویب اعلامیۀ حقوق بشر در قرن گذشته تاکنون بیسابقه بوده و نشان از حفره&amp;zwnj;های عمیق اخلاقی، حقوقی و معرفتی اندیشة مدرن و بنیانگذاران آن دارد. 5. پیامدهای راهبردی و افق پیش&amp;zwnj;رو تداوم این روند، نظم بین&amp;zwnj;المللی را با چندین پیامد جدی مواجه خواهد کرد: ـ بی&amp;zwnj;اعتباری قوانین بین&amp;zwnj;المللی: تبدیل حقوق بین&amp;zwnj;الملل به ابزاری گزینشی در دست قدرتهای نظامی و سیاسی و اقتصادی. ـ افول نقش سازمان ملل: کمرنگ شدن نقش این سازمان در حل&amp;zwnj;وفصل منازعات و جایگزینی آن با ائتلافهای موردی قدرتها. ـ شکاف در نظم جهانی: افزایش بی&amp;zwnj;اعتمادی کشورها به نظام چندجانبه و تشویق به اتخاذ رویکردهای یکجانبه. در مجموع، اقدامات آمریکا و همراهی یا سکوت اروپا بعنوان مدعی لیبرالیسم و حقوق مدنی، نه یک تهدید موقتی، بلکه تهاجمی نظاممند به بنیانهای نظم حقوقی بین&amp;zwnj;المللی است که میتواند سازمان ملل را به نهادی تشریفاتی و بی&amp;zwnj;اثر تبدیل کرده و راه را برای هرج&amp;zwnj;ومرجی هموار سازد که در آن، زور بر قانون حاکم خواهد بود. این تهدید از سوی دیگر، خلأها و رخنه&amp;zwnj;های مدرنیته در ایجاد جهانی سرشار از صلح و امنیت و وعده&amp;zwnj;های خیالی معماران تجدد را بیش از پیش آشکار میکند. آنچه امروزه بیتردید سرشت تبهکارانه، هنجارشکنانه و فرعونی نماد قدرت مدرن، یعنی آمریکا را نمایان ساخت، مقاومت و حماسۀ جاویدان مردم شریف ایران در نیم قرن اخیر و بویژه در خلال جنگ تحمیلی یک سال و چند ماه اخیر بوده است که در مجالی دیگر به ابعاد تاریخی و جهانی آن خواهیم پرداخت.&lt;/p&gt;</Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;خطر بیخاصیت کردن سازمان ملل متحد، شورای امنیت و نهادهای حقوقی بین&amp;zwnj;المللی توسط ایالات متحده، امروزه به یکی از چالشهای بنیادین نظام بین&amp;zwnj;الملل تبدیل شده است. این تهدید نه&amp;zwnj;تنها ساختار قدرت را در سطح جهانی دستخوش تغییر کرده، بلکه اعتبار و مشروعیت هنجارهای حقوقی بین&amp;zwnj;المللی را نیز با مخاطره مواجه ساخته است. ۱. فلج&amp;zwnj;سازی شورای امنیت؛ کارزار وتوهای نامشروع و ظالمانه مهمترین جلوه این بیخاصیتی، استفاده راهبردی آمریکا از حق وتو در شورای امنیت است. این نهاد که بر اساس منشور ملل متحد، برای &amp;laquo;حفظ صلح و امنیت بین&amp;zwnj;المللی&amp;raquo; ایجاد شده، در عمل به ابزاری برای پیشبرد منافع ضدانسانی یک کشور مستبد و هنجارشکن تبدیل شده است. برای نمونه، وتوی مکرر قطعنامه&amp;zwnj;های آتش&amp;zwnj;بس در غزه توسط دولت ظالم و آدمکش آمریکا ـ&amp;zwnj;که گاه با مخالفت چهارده عضو دیگر شورا همراه بوده&amp;zwnj;ـ نشان&amp;zwnj;دهندۀ &amp;laquo;فلج نهادی&amp;raquo; ناشی از اولویت&amp;zwnj;دهی به منافع و مطامع این طاغوت زمانه بر اصول انسانی است. این اقدامات، شورای امنیت را به نهادی ناکارآمد تبدیل کرده که دبیرکل سازمان ملل نیز آن را &amp;laquo;دیگر بازنمایندة جهان&amp;raquo; نمیداند. ۲. خروج از معاهده&amp;zwnj;های بین المللی؛ تضعیف نهادهای حقوفی و اجتماعی در کنار فلج&amp;zwnj;سازی شورای امنیت، راهبرد دوم، خروج یکجانبۀ آمریکا از نهادهای بین&amp;zwnj;المللی است. در اقدامی بیسابقه، آمریکا از ۶۶ سازمان بین&amp;zwnj;المللی، از جمله نهادهای کلیدی وابسته به ملل متحد در حوزه&amp;zwnj;های اقلیم، توسعه و برابری نژادی و قومی خارج شده است. این اقدام با اعتراف وقیحانۀ &amp;laquo;تقدم منافع آمریکا بر اهداف جهانی&amp;zwnj;گرایانه&amp;raquo; توجیه شده، اما پیامد آن، اختلال در مأموریتهای حیاتی این نهادها و ایجاد خلأ در حکمرانی حقوق و قوانین مورد اتفاق جهانی است. 3. چالش با دیوان کیفری بین&amp;zwnj;المللی؛ تضعیف حاکمیت قانون تهدید سوم، مقابلۀ مستقیم با نهادهای حقوقی، بویژه دیوان کیفری بین&amp;zwnj;المللی (ICC) است. آمریکا با تهدید، تحریم و اعمال فشار بر قضات این دیوان، بویژه در تقابل با رأی دیوان مبنی بر جنایتکار جنگی بودن رئیس رژیم صهیونی، در عمل مانع از اجرای احکام، پیگرد و پیگیری و مسئولیت&amp;zwnj;پذیری بین&amp;zwnj;المللی میشود. این رفتار، رویه&amp;zwnj;یی گزینشی را ترویج میدهد که در آن، آمریکا خود را &amp;laquo;شاخص و معیار سنجش حقوق بین&amp;zwnj;الملل&amp;raquo; دانسته و تنها در صورت همجهتی با منافعش، از آن حمایت میکند. بعلاوه، خودداری این رژیم روسیاه از امضای معاهدات کلیدی حقوق بشری، گواهی بر این رویکرد دوگانه و البته ضدانسانی اوست. 4. اعتراف به بحران مشروعیت از نگاه دبیرکل سازمان ملل آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، با صراحت به این بحران اذعان کرده و گفته است آمریکا &amp;laquo;قدرتش را مهمتر از قوانین بین&amp;zwnj;المللی میداند&amp;raquo;. او هشدار داده که &amp;laquo;قانون قدرت&amp;raquo; در حال جایگزینی &amp;laquo;قدرت قانون&amp;raquo; است و سازمان ملل &amp;laquo;هیچ اهرم فشاری&amp;raquo; برای وادار کردن قدرتهای بزرگ به رعایت قوانین بین&amp;zwnj;المللی ندارد. این اظهارات، نشان از عمق بحران مشروعیتی دارد که نظام ملل متحد با آن دست&amp;zwnj;وپنجه نرم میکند؛ بحرانی که از زمان تصویب اعلامیۀ حقوق بشر در قرن گذشته تاکنون بیسابقه بوده و نشان از حفره&amp;zwnj;های عمیق اخلاقی، حقوقی و معرفتی اندیشة مدرن و بنیانگذاران آن دارد. 5. پیامدهای راهبردی و افق پیش&amp;zwnj;رو تداوم این روند، نظم بین&amp;zwnj;المللی را با چندین پیامد جدی مواجه خواهد کرد: ـ بی&amp;zwnj;اعتباری قوانین بین&amp;zwnj;المللی: تبدیل حقوق بین&amp;zwnj;الملل به ابزاری گزینشی در دست قدرتهای نظامی و سیاسی و اقتصادی. ـ افول نقش سازمان ملل: کمرنگ شدن نقش این سازمان در حل&amp;zwnj;وفصل منازعات و جایگزینی آن با ائتلافهای موردی قدرتها. ـ شکاف در نظم جهانی: افزایش بی&amp;zwnj;اعتمادی کشورها به نظام چندجانبه و تشویق به اتخاذ رویکردهای یکجانبه. در مجموع، اقدامات آمریکا و همراهی یا سکوت اروپا بعنوان مدعی لیبرالیسم و حقوق مدنی، نه یک تهدید موقتی، بلکه تهاجمی نظاممند به بنیانهای نظم حقوقی بین&amp;zwnj;المللی است که میتواند سازمان ملل را به نهادی تشریفاتی و بی&amp;zwnj;اثر تبدیل کرده و راه را برای هرج&amp;zwnj;ومرجی هموار سازد که در آن، زور بر قانون حاکم خواهد بود. این تهدید از سوی دیگر، خلأها و رخنه&amp;zwnj;های مدرنیته در ایجاد جهانی سرشار از صلح و امنیت و وعده&amp;zwnj;های خیالی معماران تجدد را بیش از پیش آشکار میکند. آنچه امروزه بیتردید سرشت تبهکارانه، هنجارشکنانه و فرعونی نماد قدرت مدرن، یعنی آمریکا را نمایان ساخت، مقاومت و حماسۀ جاویدان مردم شریف ایران در نیم قرن اخیر و بویژه در خلال جنگ تحمیلی یک سال و چند ماه اخیر بوده است که در مجالی دیگر به ابعاد تاریخی و جهانی آن خواهیم پرداخت.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
    <ObjectList>
      <Object Type="Keyword">
        <Param Name="Value">سازمان ملل متحد، شورای امنیت، نهادهای حقوقی بین‌المللی، ساختار قدرت، مشروعیت هنجارهای حقوقی بین‌المللی</Param>
      </Object>
    </ObjectList>
    <ArchiveCopySource DocType="Pdf">http://hop.mullasadra.org/ar/Article/Download/54828</ArchiveCopySource>
  </ARTICLE>
</ArticleSet>